ده خاطره از شهید مهدی باکری
)توی آبادان، رفته بود جبهه ی فیاضیه، شده
بود خمپاره انداز شهید شفیع زاده دیده بانی می کرد و گرا به ش می داد ،
اوهم می زد. همان روزهایی که آبادان محاصره بود. روزی سه تا گلوله ی خمپاره
ی صد وبیست هم بیش تر سهمیه نداشتند. این قدر می رفتند جلو تا مطمئن شوند
گلوله ایشان به هدف می خورد. تعریف می کردند ، می گفتند« یک بار شفیع زاده
با بی سیم گفته بوده یه هدف خوب دارم. گلوله بده .» آقا مهدی به گفته بوده
« سه تامون رو زده یم. سهمیه ی امروزمون تمومه .»
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 10:32 توسط علی
|